یکشنبه 9 آذر 1399   08:48:49

 
شنبه 29 فروردین 1394

واژه زن و جایگاه آن در فرهنگ ایرانی و اسلامی


در فرهنگ ایرانی زن همان نام را دارد که در دوران کهن مادر سالاری داشته و مالکیت خانه به او باز می گشته، درحالی که واژه مرد از ریشه مرت به معنی مردن و درگذشتن برآمده، یعنی کسی که در می گذرد، در صورتی که برای واژه زن چنین معنی وجود ندارد.

معنای دارنده خانه برای واژه زن، گرچه هنوز در ایران برای زنان به کار می رود، اما در گذر از تاریخ چند هزار ساله، زن در فرهنگ ایرانی نام های دیگری نیز به خود گرفته که شایسته توجه است:
زن در اوستا، افزون بر جنیکا (از همان ریشه جن، ژن و کن) به نائیریکا نیز خوانده شده است. نئیری در اوستا، دلیر، جنگاور و پهلوان است و به مردان پهلوان گفته می شده، و همین واژه به گونه مادینه آن یعنی «نائیریکا» برای زنان دلیر و نام آور نیز به کار می رفته است. دانشمند زمان انوشیروان، از نائیریک یعنی همسر نیک به بزرگی یاد شده است و با همین تلفظ هنوز در زبان ارمنی به معنی همسر و زن، مورد استفاده قرار می گیرد.

واژه دیگری که زن ایرانی از دوران اوستایی تاکنون برخود دارد، بانو می باشد که در اوستا به معنی فروغ و روشنایی است و بانوی خانه یا زن خانه، روشنایی و چراغ خانه به شمار می رفته و می رود.

این واژه در زبان پهلوی به گونه بانوک و در زبان فارسی بانو به همان معنی کاربرد دارد. تا آنجا که در فارسی واژه مورد استفاده برای عموم زنان کدبانو است که در آن کد به معنی خانه است، و بانو همان روشنائی، چون به معنا و ریشه واژه زن پرداختیم، شایسته است که به واژه دختر نیز بپردازیم:
دختر در زبان سانسکریت دوهی تر خوانده می شود و به معنی دوشنده شیر است که این واژه از دوران گله داری و دامپروری آریاییان به جا مانده است.

این واژه در اوستا دوغذر در زبان پهلوی دوخت و دختر و در فارسی دخت و دختر است چنان که در انگلیسی نیز
daughter خوانده می شود اما، ایرانیان با آنکه واژه دختر یادگار دوران کهن را در زبان خویش نگاه داشتند، در طول زمان، دو واژه زیبای دیگر نیز به او داده اند:
نخست، واژه کنیزک به معنی زن کوچولو که کهن تر از واژه دختر است.

دوم، واژه دوشیزه به معنی دوست داشتنی کوچولو
.


جایگاه زن
در داستانهای حماسی- ملی و آیین زرتشتی حاکم بر ایران باستان

در آیین زرتشتی، زرتشت برای خداوند یا اهورامزدا شش گون یا صفت می آورد که یکی از آنها سپندارمذ است که به زبان اوستایی، سپنت آرمییتی خوانده
می شود که فروتنی و عشق، تقدس، مهر و افزایش می باشد و همانا، صفت زمین، مزدا داده شده است و بدین روی گاه زمین را سپندارمذ نیز می خوانند، که نماینده مهر، عشق و افزایش جهان و نشان دهنده فروتنی است که در اندیشه ایرانی جایی بس بزرگ دارد، و واژه ایر که در نام ایران آمده، در واژه آمیخته ایرتن، فروتنی است و زنان نیز بدان روی که افزاینده جهان اندو نماینده مهر و فروتنی، به سپندارمذ تشبیه می شوند.

در سخن از شأن و منزلت زنان و دختران در ایران باستان، در اندرزگواه گیران یا پیوند زناشویی در ایران باستان از دختر می پرسند که آیا می پذیرد که مرد نامزد را به همسری و هم تنی و هم روانی بپذیرد؟ و پس از پاسخ دختر همین سؤال را از مرد می پرسند.

چنانچه دیده می شود در این اندیشه زن به تنها یی هم تن مرد است که همسر و هم روان او نیز هست، چنانکه مرد نیز بی هیچ برتری هم روان و هم تن و
همسر زن است.

گواه این مدعی، سخنی از سوی زرتشت است به جوان ترین دخترش که در گاتاها، آمده است که همواره در آیین های گواه گیران خطاب به دختران خوانده است.
می شود و مفهوم آن چنین است:
دختر می باید همسر آینده خود را با بررسی عقل و خرد خود برگزیند.

علاوه بر این، زنان در حماسه ملی (به جز یکی دو مورد)، به رغم سیطرة نقش پدرسالاری بر اکثر داستانهای حماسی و تأثیر سنن پدر سالاری در ذهنیات مرد، مقامی ارجمند (خاصه در نقش مادر)، و والا، و سیمایی دلپسند و زیبا دارند، و ازدواج ها غالباً از نوع برون همسری یا بیگانه همسری است که مشخصه نظام مادر سالاری (مادر تباری) است.

زنان در عین پاکدامنی پروا ندارند که در اظهار عشق و گشودن باب مهرورزی، پیشگام شوند (و یا دست کم همپای مرد باشند) اما، درواقع، از سودابه و یکی دو مورد بحث انگیز دیگر (شیرین، گردیه) که بگذریم، اکثر زنان شاهنامه (سیندخت، رودابه، تهمینه، منیژه و ... ) نمونه بارز زن تمام عیار هستند، در عین برخورداری از فرزانگی، بزرگمنشی و حتی دلیری، از جوهر زنانه به نحو سرشار نیز بهره مندند ... هم عشق بر می انگیزند و هم احترام، و هم زیبایی ظاهری دارند و هم زیبایی باطنی ... این پیشگام شدن در تقاضای ازدواج که در داستانهای حماسی شاهنامه به وضوح دیده می شود نشان دهنده آزادگی دختر و زن ایرانی در آن زمان است که از آن جمله می توان به دلدادگی و همسری رودابه به زال، پیشنهاد و همسری تهمینه دختر پادشگاه سمنگان به رستم و پیشنهاد همسری منیژه به بیژن، اشاره کرد.

در شاهنامه همچنین شوهران همواره زن خویش را آفرین گفته و ستایش کرده اند، و علاوه بر زنان که تحسین می شوند، به خداوند، سرزمین ایران، فریدون، شاهان نیک، رستم جهان پهلوان نیز آفرین فرستاده شده است و آفرین خواندن بر زن هم ردیف ستایش شده های مذکور، نشان دهنده بزرگداشت زن در فرهنگ ایرانی است.

و بالاترین بزرگداشت برای زنان همانا در بند 107 فروردین یشت آمده است که اشی یا پاکی و راستی خدایی را، به دختری همانند می کند. و شگفت تر از همه، چند سند از روایت های امید اشا و هیشتان است که چند مورد قانونی (داتیک) را مطرح می سازد :
اگر مردی، از زن خویش جدا شود، و آن زن از زندگی با شوهرش خشنود و خرسند باشد، مرد گناهکار شناخته و محکوم می گردد.

و هر زمان که شوهری در می گذشت، تا برگزیدن قیم قانونی برای خانواده، زن آزاد بود که مردی را به نام کادار به معنای دوست مرد به همسری موقت برگزیند.
در هر حال، سخن در خصوص زن و آزادی و احترام به او در فرهنگ ایرانی پایانی ندارد، اما لازم است سخنی را نیز بیافزاییم و آن بزرگداشت زنان در روز زن است
در ایران باستان، ایرانیان باستان، ماه اسفند و به ویژه روز اسفند از آن ماه را که اسفندگان نامیده می شد، جشن زن می شمردند، در این روز، همه کارها به دست مردان و پسران انجام می شود و زنان فقط فرمان می راندند. مردان به زنان هدیه می دادند و همگی به جشن و پایکوبی می پرداختند، و چون جشن دیگری به نام مردان برگزار نمی شد، برگزاری این جشن دلپذیر، اجرای فرمان همگانی فرهنگ ایران برای بزرگداشت زن به شمار می رود.

و به گفته ابوریحان بیرونی که بیش از هزار سال پیش می زیسته، هنوز این رسم در اصفهان و دیگر شهرهای پهله (شهرهای ناحیه مرکز و غرب ایران) باقی بوده است.

لازم به یادآوری است که در آن زمان، بزرگداشت زن، ویژه این روز و این ماه نبوده است بلکه حتی در نماز شب، زنان و دختران ستایش می شده اند.

و جشن دیگری در ایران باستان که در پنج روز آخر اسفندماه برگزار می شد به نام جشن مردگیران یا جشن مژدگیران معروف بود که در این پنج روز زنان بر مردان مسلط بودند و هر آرزویی که می کردند تحقق می یافت، از این رو آن را مردگیران می گفتند این نام را به صورت مژدگیران نیز ضبط کرده اند، به معنی جشن
مژده گیری.

به طور کلی، به اعتقاد زرتشت، زن و مرد در خلقت برابرند و از یک گوهرند. این همتایی و هم سنگی در یسناهات 46، بند 10 به روشنی بیان شده است.
اوستا بین زن و مرد فرقی نمی گذارد و آناهیتا بانو خدا را همانگونه ارج می نهند که مهر خدای نرینه را. در این آیین زن در سراسر زندگی، همدوش مرد است و همه جا، نام و ستایش بانوان و کنیزان در کنار نام و ستایش مردان می آید.


جایگاه زن

در قوانین مدنی حاکم بر ایران باستان

سرزمین ایران به همت فرزندان نخبة خویش هزاران سال است که به جهان سربلند زیسته است. مردمانش همچون جغرافیا و آداب و رسوم اش گوناگونند، ولی از تاریکی ها، پرتگاه و دشواری های فراوان تاریخ در همه دوران ها آن سان به شیوه ای یکسان گذر کرده، که گویی به روشنائی چراغ خردی یگانه راه سپرده است و گویی اتحادی نانوشته و حتی ناگفته را، که مایه بقای هویت و استقلال آنها بوده ، محترم داشته و جدی گرفته اند .شایسته است، به گزیده ای از بیانیه مترقی و قوانین اجتماعی متمدنانه سدةششم قبل از میلاد مسیح، که داریوش خود را در آن معرفی می کند، اشاره کنیم.

قطعاً این بیانیه و این قوانین اجتماعی حاکم بر آن زمان، یک شبه تدوین و تنظیم نگردیده، بلکه برای تبدیل شدن آن به فرهنگ و باورهای مورد قبول، به زمانی بیش از قدمت خود بیانیه نیاز داشته و تدوین و تنظیم و پذیرش و به اجرا درآوردن آن بیشتر به معجزه می ماند. داریوش در بیانیه خود چنین می گوید :
به خواست اهورامزدا، من چنینم که راستی را دوست دارم، و از دروغ روی گردانم. دوست ندارم که ناتوانی از حق کشی در رنج باشد. همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهای ناتوان آسیب برسد. آن چه را که درست است من آن را دوست دارم. من دوست و برده دروغ نیستم. من برده خشم نیستم. حتی وقتی خشم مرا می انگیزاند، آن را فرو می نشانم. من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم.

بدین سان است که در نظام اجتماعی او همه افراد از پوشش خدمات اجتماعی و حمایت و رفاه اجتماعی بهره می گرفته اند، حتی کودکان خردسال. به طور کلی، ایرانیان به اجرای عدالت و دادگستری اهمیت بسیار می دادند و قوانین و آداب ملل مختلف در مواقع رسیدگی به حقوق آنان و قضاوت رعایت می شده است.

دستمزد زن و مرد برای کار واحد برابر بوده و زنان در برخی مشاغل از دستمزدی بسیار بالاتر از مردان بهره مند بودند. به عبارت دیگر، لیاقت و شایستگی فرد، مهارت و نوع کار، دستمزد را تعیین می کرده نه جنسیت افراد. در این نظام بسیاری از زنان سرپرست یا مدیر از حقوق و مزایای بیشتر از مردان (در ردة مدیریت) بهره مند بوده اند، و بدین ترتیب می توان گفت که در آن زمان شایسته سالاری حاکم بوده است.

محیط کاری زن و مرد یکی بوده و هر دو از امکانات مساوی برخوردار بودند، امکانات کارآموزی و ارتقای شغلی برای هر دو یکسان فراهم می شد، به طوری که در میان اسناد باقی می مانده از آن دوران، تعداد مدیران و سرپرستان زن، کم نیست.

زنان می توانستند کار نیمه وقت انتخاب کنند تا از عهده سایر وظایف ذاتی (مثل زادن، پروردن و به بلوغ رساندن فرزندان) و اکتسابی (انجام امور منزل و اعضاء خانواده) در خانه برآیند. مادران می توانستند از مرخصی و مستمری زایمان و نیز از حق اولاد استفاده کنند.

زنان حق مالکیت بر زمین و دام را داشتند و این مورد از سندهای مالیاتی به جا مانده به دست آمده است.
در این نظام مترقی، فوق العاده سختی کار و بیماری پرداخت می شده و ...

در سرزمین ایران زنان حکومت کرده، از حقوق اجتماعی وانسانی همچون مردان برخوردار بوده، شرایط ویژه آنان درنظر گرفته شده (زایمان و مراقبت های پس از آن) و به آنان احترام گذاشته (جشن روز زن، جشن مردگیران و ستایش زنان در نمازها و عبادتها) می شد.
زنان همپای مردان در اجتماع بوده و حق فرمانروائی بر سرزمین های وسیع را داشته اند.


جایگاه زن در قرآن و نگرش اسلام نسبت به زن و جایگاه زن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران


مساوات و برابری انسانها در جامعه بشری، اصل مسلم و مورد تأیید دین اسلام است. آیین مقدس حضرت محمد(ص) انسانها را از هر قوم، نژاد، رنگ و سرزمینی که باشند، برابر دانسته، هیچ تفاوتی میان ایرانی و عرب، سیاه و سفید، قریشی و غیر قریشی، زن و مرد، قایل نمی شود. هیچ یک از اندیشمندان اسلام شناس، وجود این اصل را انکار نمی کنند. در این قسمت به طرح نظریه قرآن درباره مساوات زنان و مردان خواهیم پرداخت :
- هرچه حضرت محمد(ص) به عنوان تبلیغ رسالت خدا و از مقام نبوت طرح کرده اند، برابری زن و مرد را اساس قرار داده است.

در این خصوص به این پنج فراز توجه کنید :
الف) هرگاه قرآن از خلقت زن و مرد سخن گفته (یعنی حضرت محمد(ص) از سوی خدا راز آفرینش را برای بشر بازگو کرده) است زن و مرد را برابر می بیند. هر دو از یک جان و از یک ماده آفریده شده اند. هیچ یک بخشی از خلقت را به خود اختصاص نداده اند.
آیات فراوانی به طرح این مسأله می پردازد. آیات اول سورة نساء، آیات 40و72 سوره نحل، آیه 54 سوره فرقان، آیات 32و33 سوره حجر، آیه 2 علق، آیه 61 اسراء، آیات 12و189 سوره اعراف، آیه 7 سوره انفطار، آیه 184 سوره شعراء در این ردیف قرار می گیرند .

ب) هرگاه قرآن از عبادت و بندگی خدا سخن می گوید، باز هم زن و مرد را برابر می بیند. آیات 28 نوع، 35و73 احزاب، 19 محمد، در این ردیف اند.

ج) هرگاه سخن از دعا و نیایش است، باز هم زن و مرد در کنار هم، مساوی و برابرند. آیات 19 محمد، 28 نوع در این بخش قرار می گیرند.

د) و زمانی که قرآن از دنیای پس از مرگ و بهشت و دوزخ سخن به میان آورده، باز هم برابری وجود دارد و اثری از جنسیت دیده نمی شود. آیات 69 فتح، 12و13 حدید، 68 و 72 توبه، در این مورد می باشد.

ه) آیاتی که تمایل جنسی زن و مرد را مطرح می کند. در این آیات نیز زن و مرد برابرند. مثل آیات سوره یوسف و 14 سوره آل عمران.

و با یک حساب تقریبی مجموعه آیات قرآن درباره زنان، شامل امور جزائی 8 تا 10 مورد، امور مدنی 50 الی 60 مورد، حکایت اقوام گذشته 20 تا 25 مورد، اخلاقیات 15 تا 20 مورد، امور سیاسی و اجتماعی 18 تا 25 مورد، مسائل مربوط به خلقت آدم و حوا و تولید مثل 15 تا 20 مورد، عبادی 17 تا 25 مورد می گردد.

و می توان گفت : مساوات زن و مرد پایه و اساس مجموعه شریعت است. دین زنان را با مردان مساوی و برابر می داند. مشکل زنان ما در همه جوامع اسلامی مشکل اجتماعی است. تفسیرهایی که از دین ارائه می شود و به ترسیم شخصیت زنان می پردازد، تفسیرهای التقاطی است. یعنی آمیزه ای است از عقاید مردانه و اجتماعی، و بیانات شریعت. در قرآن کتاب آسمانی مسلمانان می خوانیم :
خداوند زن و مرد را در گوهر آفرینش، یکسان آفریده و طینت آنان را از یک آب و گل یا از خمیره یگانه (نفس واحده) سرشته است (سوره الروم، آیه 21،
سوره النساء 7 آیه 1)

قرآن هرگز این گونه تعلیم نمی دهد که زن عامل گناه، باعث فتنه، همدست شیطان است، و مرد را به ارتکاب معاصی وا میدارد. در قرآن، از این عقیده جاری در دنیای قدیم که شیطان حوا را فریفت و حوای فریب خورده، آدم را، اثری نیست، -و برخلاف آنچه کتاب عهد عتیق می گوید- به موجب قرآن، بر اثر تقصیر زن نیست که آدم از فردوس برین رانده شد و مجبور به اقامت در این دیر خراب آباد گشت.

قرآن آنجا که پای وسوسه شیطانی را به بیان می کشد، ضمایر را به صیغه تثنیه می آورد که آدم و حوا، هر دو را در بر می گیرد. چنانچه در سوره بقره، آیه 36
می فرماید :
پس شیطان آن دو را به خطا واداشت، و در سوره الاعراف، آیه 20 می فرماید : پس وسوسه کرد آن دو را شیطان، و در سوره اعراف، آیه 21 و 22 می فرماید : آن دو را بفریفت و به پستی افکند، و برایشان سوگند خورد که نیکخواه شمایم .

همچنین قرآن حکم نمی کند که زن فاقد ذوق و استعداد روحانی و معنوی است، بلکه می گوید که همه از مرد و زن توانائی نیل به حیات طیبه را دارند، زیرا پاداش اخروی منوط و مربوط به جنسیت انسان نیست، بلکه بسته به ایمان و عمل صالح است.

به علاوه قرآن این گونه تعلیم نمی دهد که زن، طفیل وجود مرد است و برای تمتع و التذاذ مرد آفریده شده، بلکه، برعکس می آموزد که زن و مرد برای هم از بیابان عدم به بازار وجود آمده اند. و زوجین مکمل یکدیگرند، چنانچه در سوره بقره، آیه 187 می فرماید : آنان پوشش شمایند و شما پوشش ایشانید.
و از جمله زنان بزرگی که قرآن آنان را می ستاید : بلقیس ملکه سبا، ساره و آسیه همسران ابراهیم و فرعون، مادر موسی، و حضرت مریم مادر حضرت عیسی می باشند.

با ظهور اسلام در عربستان این دین جدید حقوقی برای زن عرب مقرر کرد که تا یک قرن و نیم پیش زن غربی آن را دارا نبود. به بیانی دیگر اسلام وضع نامناسب زن عرب را در مورد حق ارث و نکاح، اصلاح کرد و بهبود بخشید و برای وی آن لیاقت را قائل شد که مستقیماً امور مالی خویش را اداره کند و حق قیمومت مرد را در معاملات مربوط به زن، از مرد گرفت. در سورة النساء، آیه 32، می خوانیم : مردان را از آنچه کنند نصیبی است و زنان را از آنچه کنند نصیبی.

در سوره النساء آیه 7 می فرماید : از هرچه پدر و مادر و خویشاوندان به ارث می گذارند، مردان را نصیبی است و از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان به ارث می گذارند چه اندک و چه بسیار، زنان را نیز نصیبی است، نصیبی معین.

بدین گونه آن چنان که گفته اند : اسلام زن را مالک بااستقلال دارایی خود شناخته و مرد (پدر، شوهر، پسر، برادر) را هیچگونه دخالتی در امور مالی زن نداده است. بنابر این زن، در کلیه معاملات حقوقی از عقود و ایقاعات مختار و آزاد گردید، و در وصیت هم اختیار کامل داده شد تا به هر نحوی که بخواهد اموال خویش را با رعایت حدود و مقررات شرعی، مورد وصیت قرار دهد.

و همین موضوع است که نظر برخی زنان غربی طرفدار نهضت استیفای حقوق زن را سخت به خود جلب کرده و به اظهار این مطلب واداشته است که : مهمترین حقی که اسلام برای زن در آن دوران تاریک عربستان و برخی کشورهای دیگر قائل شده، حق اقتصادی اوست که به موجب آن زن می تواند، بدون رجوع به شوهر یا پدرش، پول یا دارائی خود را مستقلاً اداره یا مصرف کند.

و لازم به یادآوری است که زنان انگلیسی تا اواخر قرن نوزدهم که قوانین دارایی زنان شوهردار به تصویب رسید، از چنین حقی محروم بودند. تا آن زمان، هنگام ازدواج دارایی زن به شوهرش منتقل می شد، و از نظر قانون، زن شوهردار انگلیسی، موقعیتی بهتر از یک فرد سفیه یا صغیر نداشت.

در مورد قانون طلاق نیز، با وجود آنکه اختیار طلاق را به مرد داد، به زن  هم این حق را اعطا کرد که به هنگام عقد زناشویی، اختیار طلاق داشته باشد تا در صورت بدرفتاری مرد یا ناسازگاری اخلاقی خود را مطلقه سازد و نیز این حق را برای زن شناخت که اگر نتوانست با شوهر خویش بسر برد و ثابت شود که زندگی با شوهر برای وی متضمن خطر جانی، مالی یا حیثیتی است، درخواست طلاق کند.


نخستین نظریه کلامی درباره برابری و مساوات، از آن امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران می باشد. فرازهای ذیل نقطه نظرات معمار بزرگ انقلاب اسلامی می باشد:

-
 اسلامی نظر خاصی به شما زنان دارد. اسلام زمانی در جزیره العرب ظهور کرد که زنان حیثیت خودشان را از دست داده بودند. اسلام آنان را سربلند و سرافراز کرد. اسلام آنان را با مردان مساوی کرد. عنایتی که اسلام به زنان دارد، بیشتر از عنایتی است که به مردان دارد .

زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند ... زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد ... اسلام زن را مثل مرد در همه شئون (همانطوری که مرد در همه شئون دخالت دارد) دخالت می دهد.

اسلام اگر محدودیتی برای زنان و مردان قائل شده است، همه به صلاح خودشان بوده است. اسلام همانطور که حق طلاق را برای مرد قرار داده است، این حق را برای زن هم قرار داده است.

- همه شما باید رأی بدهید، رأی به جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد، شما هم باید رأی بدهید، شما هم فرقی با سایرین ندارید بلکه شما مقدمید بر مردها  اسلام شرافت و حیثیت زن را به وی باز داده است. زن مساوی مرد است، زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیتهای خود را انتخاب کند .
در کلام امام خمینی، پس از انقلاب اسلامی ایران، و از نگاه ایشان، زن هرگز با مرد فرقی ندارد. زنها نسبت به مردها تساوی دارند. اسلام آنها را با مردان مساوی کرده، اسلام زن را مثل مرد در همه شئون دخالت می دهد. در تمام جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد. زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد: حق تحصیل، حق کار، حق مالکیت، حق رأی دادن، حق رأی گرفتن، زن می تواند حق طلاق را برای خودش به وجود آورد. هر زنی می تواند هر شوهری را که مایل باشد اختیار کند. زنان می توانند در ارتش باشند. زن می تواند هر لباسی که حجابش را بوجود آورد اختیار (انتخاب) کند. زن به عنوان یک انسان می تواند مشارکت فعال با مردان در بنای جامعه اسلامی داشته باشد. از لحاظ حقوق انسانی، تفاوتی بین زن و مرد نیست، زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود (با رعایت موازینی) آزادند.احترام و آزادی که اسلامی به زن داده است هیچ قانونی و مکتبی نداده است .
 
- تشیع نه تنها زنان را از صحنه زندگی اجتماعی طرد نمی کند، بلکه آنان را در جامعه در جایگاه رفیع انسانی خود قرار می دهد. ما پیشرفتهای دنیای غرب را
می پذیریم ولی فساد غرب را که خود آنان از آن ناله می کنند نه .

- زنان از نظر اسلامی نقش حساسی در بنای جامعه اسلامی دارند. و اسلام زن را تا حدی ارتقاء می دهد که او بتواند مقام انسانی خود را در جامعه باز یابد و از حد شیء بودن بیرون بیاید و متناسب با چنین رشدی می تواند در ساختمان حکومت اسلامی، مسئولیتهایی به عهده بگیرد .

هیچ یک از نظرات مطرح شده به کمال و جامعیت نظریه امام خمینی نمی رسد. ایشان با دید وسیع و عمیق و همه جانبه خود، و بعد از سپری شدن دوره مبارزه و تقیه، مطلب تساوی زن و مرد را مطرح کرده اند، نکته ای که هیچ یک از نظرات کلام جدید بدان توجه نکرده و یا اگر توجه کرده از آن عدول نموده است.
امام خمینی برپایه مکتب اجتهادی خود تساوی زنان و مردان را می پذیرد و زن را مثل مرد می داند و در همه شئون و تمامی جهات به زنان همان حقوقی را
می دهد که به مردان داده است.

افق دید امام خمینی به مسائل مدنی محدود نمی شود، همه حقوق زنان را چه مدنی یا سیاسی، برابر مردان محسوب می کند.

حال ببینیم قانون اساسی کشور تا چه اندازه برای زنان حق حضور و مشارکت قایل شده است؟ و نگاه تصویب کنندگان قانون اساسی، به سهم زنان، چگونه است؟

- اصول 3، 8، 10، 20، 21 به زبان خاص و صریح سخن می گویند.

- بند 14 اصل سوم، دولت را موظف به تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون می کند.

- اصل هشتم از برابری زن و مرد درباره امر به معروف و نهی از منکر و دعوت به خیر، گزارش می دهد.

- اصل دهم به خانواده اختصاص یافته، سه مسأله را مورد تأکید قرار داده است : آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست خانواده، استواری روابط خانوادگی.


اصل بیستم مقرر می دارد : همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.

اصل بیست و یکم، پنج وظیفه برای دولت مشخص کرده می گوید: دولت موظف است حقوق زنان را در تمامی جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:

1- ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او.
2- حمایت مادران به خصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند، و حمایت از کودکان بی سرپرست.
3- ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده .
4- ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی سرپرست.
5- اعطای قیمومیت فرزندان به مادران شایسته درجهت غبطه آنها در صورت نبودن ولی شرعی.

- در اصل نوزدهم آمده است : مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.

- و بند 9 اصل سوم مقرر می دارد : رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی.

اگر جنسیت را نیز در ردیف رنگ و نژاد و زبان آوریم و جزء تبعیضات ناروا، خواهیم دید که قانون اساسی هیچ تفاوتی میان مرد و زن نمی بیند و زنان را یکسان با مردان در جامعه مدنی خود سهیم می کند.
در هیچ یک از اصول قانونی اساسی برای تصدی مشاغل سیاسی، قضایی و اداری کشور شرط جنسیتی صریح وجود ندارد. قانون اساسی ایران، مانع سهیم شدن زنان ایران در جامعه مدنی، نمی باشد و حضور گسترده و کامل آنان را قبول می کند.

به طور کلی و اساسی، قانون نمی تواند برابری را سلب کند. زیرا برابری در تمامی شئون جامعه مدنی، یک حق ذاتی است. این حق با قانون سلب نمی شود.
و به خاطر داشته باشیم، سه زن نقش کلیدی و اساسی در تاریخ اسلام و در زنده نگهداشتن این دین ایفا کرده اند که این امر توجه اسلام به زن را به عنوان انسانی توانا، قدرتمند صاحب هوش و شعور و درایت و شجاع نشان می دهد:
- حضرت خدیجه(س) اولین بانوی مسلمان که با حمایت های مادی و معنوی از رسول الله(ص) موجبات قوام و استواری اسلام را در آن شرایط حساس و بحرانی فراهم آورد.
- حضرت فاطمه زهرا(س) که در شأن تولدش، جبرائیل سوره کوثر را از جانب خداوند جهت تبریک به پیامبر و حمایت از جنس مؤنث (آن زمان که عرب دخترانش را زنده به گور می کرد تا از ننگ دختردار شدن رهایی یابد) نازل گردانید و این سند در قرآن ثبت گردیده است، پیامبر او را «ام ابیها» می خواند، و پس از وفات پیامبر اکرم، زمانی که به حمایت از همسرش امیرالمومنین علی(ع) با سخنانی کوبنده زبان به شکوه از مردم و حکومت گشود، گویی پیامبر اکرم بود که سخن می راند.
- حضرت زینب(س) دختر علی(ع) و فاطمه(س)، پیام آور واقعه کربلا و عامل زنده نگهداشته شدن اسلام که با صبر و پایداری و با خطبه های تکاندهنده و جسورانه خود که گویی علی(ع) است که سخن می راند، موجبات رسوایی حاکمان وقت را فراهم گردانید.

اسلام و قوانین آن نیز مانند بسیاری از وقایع تاریخی در طول زمان به دلائل مختلف دستخوش تغییرات و تحریفات غیر منصفانه ای گردیده است که بررسی و جستجو در اصل آنها را می طلبد و این امر به عهده اسلام شناسان، تاریخ شناسان و حقوقدانان و سایر متخصصین مرتبط کشورمان می باشد تا با تجزیه و تحلیل اوضاع و موقعیت ها و تطبیق شرایط و وقایع تاریخی، سیاسی، مذهبی دلائل مختلف و تحریفات موجود را دریافته و منتشر سازند.

در این میان ، قانون اساسی نیز به برخی اصلاحات و بازنگری ها نیازمند است که این امر به عهده مراجع  و مسئولین ذیربط بوده و از حوصله این بحث خارج      می باشد.

                                                                                                                                                      برداشت آزاد

 
امتیاز دهی
 
 

[PageVisit]









 
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران میباشد.
استفاده از اطلاعات این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
Best View in 1024x768