پنجشنبه 23 آبان 1398   00:07:58

 
شنبه 29 فروردين 1394 مردانه بازی کن، زنانه پیروز باش

مردانه بازی کن، زنانه پیروز باش


نویسنده: گیل ایوانز 

مترجم: ویدا اسلامیه

لینک دانلود کتاب
 
مردانه بازی کن، زنانه پیروز باش!/ خانم‌های شاغل بخوانند
به عنوان یک زن بدترین پیامدهای یک پاسخ منفی را مجسم کنید، هرچه باشد فاجعه نیست؛ خواسته تان را بر زبان بیاورید تازمانی که چیزی را با صدای بلند برزبان نیاورده اید به واقعیت نمی پیوندد.

«گیل ایوانز» در این کتاب کوشیده است راه و رسم بازى و تجارت را به زنان شاغل آموزش دهد. برخى از مباحث این کتاب عبارتند از: «چگونه می‌توان در عرصه‌هاى شغلى امتیاز کسب کرد؟ چه هنگامى باید خطر کرد؟ چه هنگام باید کارها را رها کرد؟ ده واژه با مفاهیم متفاوت در دیدگاه زن و مرد، همیشه درخواست خود را صریح و روشن بیان کنید، در جلسات و گفتگوها به راحتى اظهار نظر کنید، با صداى رسا و موجز سخن بگویید، توانایی‎هاى خود را به نمایش بگذارید، دوستى در محل کار، نتیجه است نه هدف، در بعهده گرفتن مسئولیت هاى جدید متناسب با توانایی هاى خود تردید نکنید. از ریسک کردن نهراسید، هیچ کس همه اطلاعات مربوط به حرفه خود را در اختیار ندارد، در مواجهه با بحران هاى کارى سخت نگیرید، به جاى اضطراب و نگرانى، تمرکز کنید.

در بخش هایی از کتاب و ذیل عنوان «14 قانون بنیادی برای موفقیت» می خوانیم:


لینک دانلود کتاب
«درخواست کنید:مرد درخواست می‌کند، زن فقط اشاره می کند.

مردها حتی زمانی که احتمال می‌دهند با جواب منفی مواجه شوند باز هم جلو میروند و درخواستشان را مطرح می کنند وقتی جواب منفی می شنوند به دفترشان باز می‌گردند و سپس با نقشه ای برای تغییر جواب منفی به جواب مثبت دوباره به اطاق رییس مراجعه می‌کنند. زنا ن چون هر چیزی را به خود می‌گیرند کلمه "نه" را به منزله انتقاد از تواناییهایشان می‌دانند وبا شنیدن آن گمان می‌کنند ارتباط میان آنها و روسایشان مخدوش شده است. در نتیجه دست از تلاش می کشند.

مسئله: زنان چون از عدم پذیرش درخواستشان می ترسند هیچ گاه خواسته شان را بر زبان نمی آورند.

راه حل: بدترین پیامدهای یک پاسخ منفی را مجسم کنید، هرچه باشد فاجعه نیست. خواسته تان را بر زبان بیاورید تازمانی که چیزی را با صدای بلند برزبان نیاورده ایدبه واقعیت نمی پیوندد.

اظهار نظر کنید

مرد به رغم آگاهی در همه زمینه ها هر گاه نکته ای در محدوده اطلاعاتش به نظرش برسد آن را به روشنی بیان می‌کند. زن با وجودی که به صحت 95 در صد از اطلاعات خود اطمینان دارد و آمادگیش از همه حاضرین در جلسه بیشتر است اما به دلیل تردید مداومش از اظهار نظر خودداری می‌کند. مردها زیاد صحبت می‌کنند اما زنها حتی اگر در مقام یک مدیر با تجربه نیز باشند به قدر کافی صحبت نمی‌کنند. پسرها در طی دوران کودکی خود در بازیهای بی شماری که شرکت می کنند باختن را می آموزند.

زن‌ها وقتی مرتکب خطایی می شوندیا وجهه خود را از دست می دهند خود را شکست خورده می دانند از آنجایی که موفقیت برگ برنده زنهاست گمان می کنند تا زمانی که اطمینان صد در صد ندارند نباید از چیزی سخن بگویند.

مسئله: اگر چیزی نگویید هیچ کس حضور شما را احساس نخواهد کرد.

راه حل: محیط اطراف خود را بررسی کنید و بر طبق آن رفتار کنید.

در محیط کار دنبال روابط دوستانه نباشید

در محیط کار نیز مانند میدان مسابقه دوستی جایی ندارد. مرد ها به خوبی می‌دانند کار کار است و امور شخصی، امورشخصی. تاکید بر پیروزی یک تفکر مردانه است. از دیدگاه یک مرد دوستی در بازی دخالتی ندارد. شما نمی توانید با هر کسی دوست شوید و همه را نیز نمی توانید خوشحال کنید. غریزه ای که حکم می کند هر طور شده به دیگران کمک کنیم نشانه مهربانی و عطوفت است اما در بازی تجارت کار ساز نیست. مهمترین نکته ای پیش از هر چیز باید به خاطر داشته باشید عبارت است از: کار شما این است که به کار خود بپردازید.»
 
 

جنگ چهره زنانه ندارد

 چکیده

کتاب جنگ چهره زنانه ندارد، نوﺷﺘﺔ سوتلانا آلکساندرونا الکسیویچ نویسنده بلاروس و برندﮤ جایزه ادبی نوبل در ژانر مستند نگاری است که به‌همت عبدالمجید احمدی، از زبان روسی به فارسی ترجمه و در سال 1395 از سوی نشر چشمه روانه بازار شده‌ و در ظرف سه ماه سه بارتجدید چاپ شده‌است. مطالعه این کتاب می‌تواند بخشی از تجربه زﻳﺴﺘﺔ زنان شوروی در جنگ جهانی دوم را بازگو کند. در این کتاب طی فصل‌های مختلف، نویسنده سعی کرده بر این نکته ﺗﺄکیدکند که در مورد نقش زنان در عرﺻﺔ جنگ به‌عنوان رزمنده یا سایر مسئولیت‌های مورد نیاز ارتش و فعالیت‌های مختلف آنان در پشت جبهۀ کتاب، گزارش و.فیلم چندانی ندارد. نویسنده سعی کرده تا با گزارش خود به‌رغم رنج‌ها و مصائب جسمی و روحی که زنان شوروی در طول جنگ به‌ویژه در طی جنگ جهانی دوم تحمل کرده اند توجه جامعه جهانی را به ظلمی که بر زنان رفته جلب کند. نویسنده با استفاده ازمصاحبه با زنان جامعۀ دوران شوروی در جنگ جهانی دوم سعی تلاش داشته تا گوشه‌ای از این تجربه‌های دردناک زنان را برای ثبت در تاریخ و قدرشناسی از این بخش از جمعیت جامعه ارائه دهد. او همچنین به یادآوری این نکته می‌پردازد که اگر زنان در مقایسه با مردان سهم بیشتری در جنگ نداشته‌اند، حداقل سهم برابری با آنان داشته‌اند. ضمن این‌که بر این نکته ﺗﺄکید می کند که جنگ و تجاوز عواقب بسیار مخربی بر جامعه بشری به‌طور کلی و به‌ویژه بر زنان دارد که باید به فراموشی سپرده نشود؛ زیرا بنا به روایت این کتاب، جامعه پس از جنگ به عمد یا غیر عمد باعث شد تا هم زنان حاضر در جبهه جنگ، و هم مردان حاضر در جبهه جنگ، زن‌بودن را فراموش کنند.

  نقد و بررسی کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد

قصه‌های جنگ پایانی ندارد. جنگ‌ها همیشه تا سالیان سال پس‌از پایان، همچنان قربانیان خود را می‌گیرند. جنگ جهانی دوم یکی از بزرگ‌ترین فجایع بشری است که تعداد انسان‌هایی که تحت تاثیرش قرار گرفتند، از شماره خارج است. دختران و زنان روسی زیادی در این جنگ برای ارتش اتحاد جماهیر شوروی جنگیدند، دخترانی که هرگز قهرمان جنگ به حساب نیامدند.

کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد، روایت مستند این زنان است زنانی که بهترین سال‌های جوانیشان را در جنگ گذراندند و سرنوشتشان برای همیشه زیر سایه‌ی جنگ باقی مانده است. خانم سوتلانا آلکسیویچ در این کتاب صدای این زنان سرباز شده است و جنگ را از دریچه‌ی نگاه آنان روایت کرده است. هرکسی که به روح انسان علاقه‌مند است باید کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد را بخواند.
 


درباره کتاب «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد» بیشتر بدانیم

جنگ چهره‌ی زنانه ندارد  یک کتاب مستند است. حتی شاید بتوان آن را یک اعتراف‌نامه نامید. جنگ چهره‌ی زنانه ندارد روایت خاطرات دختران و زنان روسی‌ ‌است که زمان «جنگ جهانی دوم» رویاهای دخترانه‌شان را به فراموشی سپردند و سرباز شدند. حضور زنان در جنگ به شکل معمول در نقش‌هایی مانند پرستاری و پزشکی بوده است. کمتر زنانی در تاریخ بوده‌اند که در خط مقدم جبهه حضور داشته‌اند. جنگ چهره‌ی زنانه ندارد روایت این زنان و دختران است. دختران جوانی که همگام با مردان اسلحه به دست گرفتند، تیراندازی کردند، پل ها را منفجر کردند و در جنگ مقابل قوای آلمان‌ها و اسیر و کشته شدند، تعداد این دختران به بیش از 500 هزار نفر می‌رسد.

سوتلانا آلکسیویچ، نویسنده کتاب چهار سال به جمع آوری اطلاعات پرداخت تا این کتاب را بنویسد. او در این چهار سال به بیش از صد شهر و روستا سر زد و با آدم‌های زیادی سخن گفت. زنانی که بسیاری از آن‌ها از بیان رنجی که کشیده بودند امتناع می‌کردند. نتیجه‌ی تلاش خانم آلکسیویچ شاهکاری است که دردنامه‌ی زنان روسی‌ سرباز جنگ جهانی است. انتشارات شوروی درباره‌ی کتاب خانم آلکسیویچ گفته است:« این کتاب گزارش زنده‌‌ای از گذشته‌ای دور است که سرنوشت همه‌ی ملت روسیه را تحت تاثیر قرار داد.»

خانم آلکسیویچ این کتاب را از روایت این ماجراجویی خودش آغاز کرده است و در فصل‌های بعدی کتاب روایت‌های آدم‌های مختلف را از زبان خودشان آورده است. اگر به نام‌های نوشته شده  پایین این خاطرات و مسئولیتی که در جنگ داشته‌اند نگاه کنیم، بهت زده خواهیم شد؛ تک تیرانداز، فرمانده ادوات ضد هوایی، مین روب، مسلسل چی. این زن‌ها این شکل زندگی را تجربه کرده‌اند. تجربه‌ای که حتی اندیشیدن به آن هولناک به نظر می‌رسد.

کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد اولین بار سال 1988 منتشر شد. در مقدمه‌ی مترجم کتاب آمده است جنگ چهره‌ی زنانه ندارد اولین کتاب از پنجگانه‌ای اثر خانم سوتلانا آلکسیویچ است که «صداهایی از آرمان شهر» نام گرفته است.

«جنگ جهانی دوم»، تلخ‌ترین تراژدی تاریخ

 جنگ جهانی دوم دوران تاریک 6 ساله‌ای از قرن بیستم است که زندگی انسان‌های بسیاری را درگیر خود کرد. در این جنگ تمام عیار بیشتر کشورهای جهان درگیر شدند و بیش از 100 میلیون انسان از 30 کشور مختلف جهان به طور مستقیم تحت تاثیر آن قرار گرفتند. ابر قدرت‌های آن زمان از تمام منابع انسانی و علمی و طبیعی‌شان استفاده کردند تا در این جنگ پیروز باشند. آمارهای جنگ جهانی انسان را میخکوب می‌کند. جمعیتی بین 50 تا 85 میلیون از مردم جهان در این سال‌ها کشته شده‌اند.

جرقه‌های جنگ جهانی دوم با حمله‌ی «ژاپن» به «چین» در سال 1937 زده شد، اما تاریخ رسمی شروع جنگ جهانی را آغاز حمله‌ی آلمان نازی به غرب لهستان در اول سپتامبر 1939 می‌دانند. در ادامه این اتفاق کشورهای فرانسه و انگلستان علیه آلمان اعلام جنگ کردند. در آغاز آلمان‌ها به شدت در جنگ پیشرفت کردند آن‌ها توانستند مناطق بسیاری از اروپا را تحت کنترل خود درآورند. در ادامه آلمان توانست فرانسه را به اشغال درآورد و انگلستان را نیز محاصره کند.

پس از آن آلمان و شوروی قراردادی تحت عنوان قرارداد عدم تعرض امضا کردند، اما آلمان به این قرارداد پایبند نماند. آن‌ها بزرگ‌ترین عملیات جنگ جهانی را علیه روسیه برنامه ‌ریزی کردند. عملیات «بارباروسا» در ژوئیه 1941 آغاز شد. اما همه چیز برای آلمان‌ها طبق برنامه پیش نرفت. زمین‌های گسترده‌ی شوروی و سرمای دیوانه کننده این کشور برای نیروهای آلمانی غیر قابل باور بود و آن‌ها در شوروی زمین گیر شدند.

 بعد از این اتفاق ورق در جنگ به سمت متفقین برگشت و جبهه‌ی آلمان‌ها به شدت تضعیف شد. پس از آن آلمان در نبردهای متعددی مانند «استالینگراد» و «کورسک» از شوروی شکست خورد و همچنین بسیاری از متحدانش را از دست داد. در نهایت برلین به دست ارتش سرخ افتاد و آلمان تسلیم شد. ایتالیا هم قبلا تسلیم شده بود. تنها کشوری که مقاومت کرد ژاپن بود که نتیجه‌ی این مقاومت دو حمله‌ی هسته‌ای به «هیروشیما» و «ناکازاکی» بود. جنگ با پیروزی کامل «متفقین» پایان یافت.

سوتلانا آلکسیویچ؛ راوی تاریخ شفاهی

خانم سوتلانا آلکسیویچ، نویسنده و روزنامه نگار بلاروسی متولد ماه می سال 1948 است. او در شهر «استانیسلاو» که اکنون « ایوانو-فرانکیفسک» نامیده‌ می‌شود، در اتحاد جماهیر شوروی به دنیا آمد. پدرش بلاروسی و مادرش اکراینی بود. او از سال‌های پایان دبیرستان در روزنامه‌های محلی  به خبرنگاری پرداخت. خانم آلکسیویچ تحصیلاتش را در دانشگاه دولتی بلاروس به اتمام رسانده است.

سوتلانا آلکسیویچ آثار ادبی زیادی دارد که بسیاری از آن‌ها در ایران ترجمه و منتشر شده‌اند. از میان آثار خانم آلکسیویچ می‌توان «زمزمه‌های چرنوبیل: تاریخ شفاهی»، «صداهای شوروی از جنگ افغانستان»، «پسرانی از جنس روی»، «زمان دست دوم» و «آخرین شاهدان» را نام برد.

سوتلانا آلکسیویچ سال 2015 برای «روایات چند صدایی، که مظهر محنت و شجاعت در زمانه‌ی ماست» برنده‌ی جایزه‌ نوبل ادبیات شد. او تنها نویسنده‌ی بلاروسی تاریخ است که برنده‌ی این جایزه شده است. او علاوه بر نوبل ادبیات جایزه‌های دیگری هم در کارنامه‌ی خود دارد. آلکسیویچ سال 1984 پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نشان افتخار غیرنظامی این کشور را دریافت کرد. او همچنین سال 2013 برنده‌ی «جایزه‌‌ی صلح کتاب فروشان آلمان» و «جایزه‌ی مدیسی» (جایزه‌ای ادبی در فرانسه) شده است.

جنگ چهره‌ی‌زنانه ندارد؛ انتشار در ایران

«جنگ جهانی دوم» سوژه‌ی کتاب‌های زیادی در سراسر جهان بوده است که بسیاری از آن‌ها به فارسی ترجمه شده‌اند. به قفسه‌ی تاریخ جنگ جهانی در کتابفروشی‌های کشورمان که سر بزنید کتاب‌های زیادی پیدا می‌کنید که با این موضوع نوشته شده‌اند. از میان این کتاب‌ها می‌توان به «جنگ ناشناخته: روایت آلمانی از جنگ جهانی دوم»، «یک تمدن، یک باور ، یک پیشوا»، «تاریخچه و بررسی رویدادهای مهم جنگ جهانی دوم» و .... اشاره کرد.  جای کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد تا همین چندسال قبل در میان این کتاب‌ها خالی بود.

با اینکه بیش از بیست سال از اولین انتشار کتاب خانم آلکسیویچ می‌گذرد تا سال 1395 کسی برای ترجمه‌ی آن به فارسی اقدام نکرده بود. سال 95 «عبدالمجید احمدی» مترجم ایرانی، این کتاب را از روسی به فارسی برگرداند و نشر چشمه آن را مننتشر کرد. کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد با استقبال کم‌سابقه‌ای روبه‌رو شد و در کم‌تر از سه ماه به چاپ سوم رسید.

https://cdn.fidibo.com/images/content/images/war_unwomanly_face_book.jpg

در بخشی از کتاب جنگ چهره زنانه ندارد می‌خوانیم

درباره‌ی چکمه‌های مردانه و کلاه‌های زنانه: «ما توی زمین زندکی می‌کردیم... مثل موش کور... بهار که می‌شد یه شاخه می‌آوردی و می‌ذاشتی رو تاقچه. تماشاش می‌کردی و شاد می‌شدی. آخه فردا ممکن بود نباشی. به این خاطر به خودت فکر می‌کنی و سعی می‌کنی شاخه رو به خاطر بسپاری... از خونه برای یکی از دخترها لباس زنانه‌ی پشمی فرستادن. ما حسودی‌مون می‌شد. با اینکه می‌دونستیم امکان پوشیدن لباس شخصی تو جنگ وجود نداشت. ارشدمون که مرد بود غر زد و گفت:«بهتر بود واسه‌ت ملافه می‌فرستادن. فایده‌اش بیشتر بود.» ما ملافه نداشتیم، بالش هم نداشتیم. رو شاخه‌ها می‌خوابیدیم، روی کاه. اما من یه جفت گوشواره داشتم که همیشه از بقیه مخفی می‌کردم، قبل از خواب گوشواره‌ها رو می‌ذاشتم رو گوشم و باهاشون می‌خوابیدم...

وقتی برای اولین بار مجروح شدم، نه می‌تونستم بشنوم، نه می‌تونستم حرف بزنم. به خودم گفتم اگه نتونم دیگه صحبت کنم، خودم رو می‌ندازم زیر قطار. منی که این‌قدر قشنگ می‌خوندم یک دفعه صدام رو از دست دادم. خوشبختانه صدام برگشت. احساسا خوشبختی می‌کردم، وقتی گوشواره‌هام رو گوشم کردم رفتم سر پست نگهبانی، از خوشحالی فریاد می‌زدم:«جناب سروان، نگهبان فلانی گزارش می‌دهد...»

-«ببینم این چیه؟»

-«یعنی چی که چیه؟»

-«گم شو از این‌جا!»

-«چی شده مگه؟»

«فوراگوشواره‌هات رو در بیار!چه وضعشه؟ توسربازی؟»

جناب سروان خیلی خوشتیپ بود. همه‌ی دخترها به نوعی عاشقش بودن. اون همه‌ش به ما می‌گفت که تو جنگ فقط سرباز احتیاجه! فقط و فقط سرباز!... اما ما دلمون می‌خواست که زیبا هم به نظر بیایم... تمام جنگ می‌ترسیدم که پاهام معلول شن. پاهام خیلی خوش‌تراش و قشنگ بودن. مردها چی؟ زیاد هم مهم نیست اگه پاهاشون رو از دست بدن. در هرصورت همه اونا رو قهرمان می‌دونن. شوهری که همه آرزوش رو دارن! اما اگه زنی معلول بشه، سرنوشتش تباه میشه. سرنوشت زنانه‌ش...»

 

کتاب صوتی جنگ چهره زنانه ندارد:

 فایل  صوتی شماره 1 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 2 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 3 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 4 کتاب  جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 5 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 6 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 7 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 8 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 9 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 10 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 11 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 12 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 13 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 14 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 15 کتاب جمگ  چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 16 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 17 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 18 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 19 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 20 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 21 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 22 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 23 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 24 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 25 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 26 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 27 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 28 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 29 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 30 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 31 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

فایل صوتی شماره 32 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد
 
امتیاز دهی
 
 

تعداد بازديد اين صفحه: 2307









 
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران میباشد.
استفاده از اطلاعات این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
Best View in 1024x768