جمعه 5 خرداد 1396   13:35:32


 


جنسیت و توسعه

1394/1/29 شنبه

یکی از مسائل مهم و قابل توجه در جامعه امروز مسئله حفظ حقوق زنان و برقراری عدالت بین انسان ‌هاست. زنان نیز چون مردان امروزه طالب بهره‌مندی از حقوق خویش می‌باشند. ماده 1 اعلامیه جهانی حقوق بشر در این مورد می‌نویسد: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند. در مادة 2 نیز تأکید می‌کند که:هر کس می‌تواند بدون هیچ‌گونه تمایز, مخصوصاً نژاد, رنگ, جنس, زبان و مذهب از تمام حقوق و آزادی‌های مندرج در این اعلامیه برخوردار گردد. توجه به استفاده از مواهب طبیعی و اجتماعی به صورت یک حق غیرقابل انکار مطرح شده است.


یکی از مسائل مهم و قابل توجه در جامعه امروز مسئله حفظ حقوق زنان و برقراری عدالت بین انسان‌هاست. زنان نیز چون مردان امروزه طالب بهره‌مندی از حقوق خویش می‌باشند. ماده 1 اعلامیه جهانی حقوق بشر در این مورد می‌نویسد: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند. در مادة 2 نیز تأکید می‌کند که:هر کس می‌تواند بدون هیچ‌گونه تمایز, مخصوصاً نژاد, رنگ, جنس, زبان و مذهب از تمام حقوق و آزادی‌های مندرج در این اعلامیه برخوردار گردد. توجه به استفاده از مواهب طبیعی و اجتماعی به صورت یک حق غیرقابل انکار مطرح شده است.

سوزان دورستن، مدیر بخش آموزش یونیسف، می گوید: "اگر قرار باشد تا سال ۲۰۱۵، به اهداف توسعه هزاره سازمان ملل برسیم، باید به تلاش هایمان برای دستیابی زنان و دختران به فرصت های آموزشی شدت ببخشیم."

مطالعات اخیر صاحبنظران اجتماعی نشان می دهد که دستیابی به توسعه پایدار بدون مشارکت زنان در تمامی عرصه ها اعم از خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی امکان پذیر نیست. بررسی هایی که در زمینه حضور و مشارکت زنان در همه امور جامعه انجام گرفته است نشان داده است که عوامل اجتماعی و فرهنگی و انتظارات متفاوت جامعه از زن و مرد تاثیر مهمی بر نقش زنان و ورود آنان به عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. در دهه، 1980 در بسیاری از کشورهای در حال توسعه سعی بر این گردید که ، راهبردهایی برای مشارکت عملی زنان در توسعه و بهبود وضعیت اجتماعی و فرهنگی آنان و همچنین برطرف شدن موانع برای این امر اتخاذ گردد. زنان با نیروی بالقوه شان می توانند نقش موثری در توسعه اجتماعی و اقتصادی ایفا کنند چنانکه در کشورهای پیشرفته با رشد اجتماعی بالا، زنان سهمی بزرگ ازفرآیندهای اجتماعی و مسئولیتهای فرهنگی و نقشهای مهمی را در جامعه بر عهده دارند و کنار گذاشتن زنان به معنای استفاده از تمامی امکانات موجود در جامعه هدف است که بر رشد اجتماعی منطقه و سلامت¬ خانواده موثر واقع می شود.

برپایه مدارک و شواهد موجود در ادوار دیرینه ، زنان صاحب قدرت و تواناییهای زیادی بوده و تواناییهای آنان در عرصه های وسیع اندیشه ، عواطف ، الهیات ، اقتصاد ، سیاست ، هنر و ... اثر گذاشته است. نمودهای قدرت زنانه گاهی در صورتهای عینی و ملموس مانند نقشها و تصاویر باقی مانده بر ظروف و الواح و کتیبه ها که از حفاریها به دست آمده است خود را نشان می دهد ، و گاهی مظاهر این تواناییها درصورتهای فکری و سمبولیک مانند مفاهیم و اشاره هایی که در اساطیر و افسانه ها و قصه های قدیم و به طور کلی در ادبیات کهن نهفته است خود را آشکار می سازد. در بررسی ها و مطالعات انجام شده ، مشخص گردیده که همیشه درتمام ادوار مقام زن درتمدن ایران بالاتر ازمقام زن در سایر تمدن ها بوده است. از آنجا که نقش زنان در توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور برای تمام برنامه ریزان اجتماعی و فرهنگی دارای اهمیت بسزایی است و همانگونه که قبلا ذکر شد دستیابی به ره آوردهای توسعه بدون مشارکت و توانمندی نیم موثر جامعه امکان پذیرنیست نهادهای اجتماعی و اقتصادی یکی از الزامات برنامه ریزی خود را تقویت این قشر از جامعه می دانند.

70 درصد فقیران و 64 در صد بی سودان جهان را زنان تشکیل می دهند، در بحث آموزش عالی تنها 33 درصد زنان در قیاس مردان به آموزش عالی راه می یابند. سهم اشتغال زنان بخصوص در کشورهای در حال توسعه تنها 5 درصد است .( گزارش یونسکو، 1994)  این مشکلات از توانمندی شخصی و اجتماعی زنان می کاهد و در نتیجه مانع از آن است که این قشر بتوانند به نحو موثری در حیات روزمره جامعه نقش راهبردی داشته باشند .

برای رفع و یا کاهش اثرات این مشکلات و موانع، تغییرات سریعی باید روی دهد و به عنوان مثال بر نقش آموزش به عنوان سرمایه گذاری بر نیروی انسانی و یکی از جنبه های اساسی چالش موجود، تاکید می شود که در آن زنان و مردان برای رویارویی و حل مشکلات و چالشها مسئولیت یکسانی دارند. تصمیم گیری بر توانمندی فعالان متعدد در جامعه دلالت می کند که در حال حاضر تعداد معدودی از زنان در کشورهای در حال توسعه و کشورهای اسلامی را به طور خاص تقویت می کند که این امر خود برای مشارکت زنان در کلیه جهات فرآیند توسعه اساسی است. علاوه بر این آموزش عالی دانش و تخصص لازم برای مشاغل کلیدی  تعیین کننده سیاستهای جامعه را ایجاد می کند. در سال 1994 یونسکو و دبیرخانه کشورهای مشترک المنافع مطالعه ای را با عنوان زنان در مدیریت آموزش عالی انجام دادند که در آن موانع اصلی مشارکت زنان در فرآیند تصمیم گیری مواردی همچون دسترسی محدود به آموزش به آموزش عالی وجود رویه های تبعیض آمیز در انتصاب ارتقای زنان، فشارهای ناشی از دوگانگی نقشهای خانوادگی و شغلی، گرایشهای خانوادگی، وقفه ها و انقطاع شغلی، کلیشه سازهای فرهنگی، بیگانگی با فرهنگ مردان و مقاومت مستمر در برابر انتصاب زنان به مشاغل مدیریتی و نبود سیاستها و قوانین مناسب و کافی جهت تضمین مشارکت زنان ذکر کرده است. ( گزارش یونسکو، 1994 ) .

برطرف کردن این موانع مستلزم تغییر این پدیده ها با ایجاد امکانات بیشتر برای دسترسی زنان به آموزش و به ویژه آموزش عالی، اشتغال، شرکت بیشتر در فعالیتهای اقتصادی، تدوین مقررات و ساختارهای حمایتی در کلیه مشاغل و برنامه های خاص زنان، اتخاذ اقدامات هنجاری مربوط به توانمندی زنان و حمایت قانونی و دولتی از طریق تصویب سیاستهای کارا و صریح و اجرای واقعی آنهاست.
الزام واردشدن زنان در برنامه های توسعه به عنوان نیمی از منابع انسانی هر کشور در تاریخ پیشرفت و تکامل جوامع بشری همیشه مطرح بوده و هست.
 
مطالعه عواملی که بر توسعه اقتصادی کشورهای مختلف  تاثیر دارند نشان داده است که شناخت وضعیت زنان و فرصتها و تهدیدهای موجود در این حوزه در کشورهای مختلف تا حد زیادی بر حضور زنان در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تاثیر بسزایی داشته است.

منشور حقوق و مسئولیت های زنان در جمهوری اسلامی ایران با الهام از شریعت جامع و معتدل اسلام بمنظور ایجاد زمینه رشد هماهنگ و متوازن ابعاد مادی و معنوی در زندگی فردی و اجتماعی و با عنایت به آزادی مسئولانه زنان و کرامت انسانی آنها ، باتوجه به تناسب بین حقوق و مسئولیت ها ، شکل گرفته است. این منشور با تکیه بر شناخت و ایمان به خداوند متعال به عنوان مبدا هستی و خالق موجودات و اختصاص تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او با بهره گیری از قرآن و سنت اهل بیت (ع) و عقل با اذعان به نقش بنیادی آنها در استنباط و بیان قوانین و احکام الهی و با توجه به مقتضیات زمان و مکان ، با پرهیز از آمیزه‌های فکری مغایر با اسلام  و به دور از تحجر فکری و خرافات و خودباختگی فرهنگی در مقابل فرهنگی در مقابل بیگانه تدوین گردیده است و بیانگر جایگاه زن براساس اصول و ضوابط اسلامی است که این اصول انعکاس خواست قلبی امت اسلامی ایران می باشد. مبنای اساسی منشور بر این اعتقاد بنیادین استوار است که در اسلام ، زن و مرد در فطرت و سرشت ، هدف خلقت  ، برخورداری از استعدادها و امکانات ، امکان کسب ارزش ها  ، پیشتازی در ارزش ها  و پاداش و اجزای اعمال فارغ از جنسیت ، در برابر خداوند یکسان می باشند و فقط به واسطه رشد همه جانبه انسانی در سایه دانش و علم ، تقوای الهی  و ایجاد جامعه ایی شایسته بر یکدیگر مزیت دارند.

به جهت اشتراک زن و مرد درحقیقت انسانی ، در بیشتر موارد زن و مرد در نظام حقوقی اسلام از حقوق و مسئولیت های یکسان برخوردار می باشند. تفاوت درحقوق و مسئولیت ها امری است که عمدتاً مولود عناوین حقوقی خاصی است که هریک از زن و مرد به تناسب نقش های ویژه و بدل ناپذیر در خانواده پیدا می کند این تفاوت از آن جهت است که امکان وجود سلامت مادی و معنوی خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد جامعه که جایگاه حقیقی پیدایش و پرورش انسان است تامین گردد. اهمیت نقش زنان در جامعه و در خانواده به عنوان هسته اصلی جامعه ضرورت پرداختن به امر توانمند سازی و ارتقا وضعیت عمومی از ابعاد اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی را بیش از مسائل دیگر مطرح می کند. 



                                                                            کلیک کنید ( جنسیت و توسعه )

 
امتیاز دهی
 
 

تعداد بازديد اين صفحه: 80










کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران میباشد.
استفاده از اطلاعات این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
Best View in IE7, 1024x768
خانه | بازگشت |
Guest (mopguest)


مجری سایت : شرکت سیگما